دنیای ارزش بازار عادلانه دنیای واقعی نیست. این دنیای ویژه ای است که در آن از شرکت کنندگان انتظار می رود (تعریف شده) به روش های خاص و قابل پیش بینی عمل کنند. این دنیای خریداران و فروشندگان مایل به فرضی و معاملات فرضی است. دنیای واقعی توسط افراد واقعی جمع می شود ، که اقدامات آنها غیرقابل پیش بینی است و مشمول تعریف مداوم نیست ، که با نتایج غیرقابل پیش بینی در معاملات واقعی شرکت می کنند. جای تعجب ندارد که این دو جهان ، دنیای فرضی از ارزش بازار عادلانه و دنیای واقعی ، گاهی اوقات بر سر مسئله ارزش مشاغل و منافع تجاری مغایرت دارند.
ما این مقاله را با بررسی تعریف ارزش بازار منصفانه شروع می کنیم. بخش دوم مقاله تفسیر جزئی از معنای ارزش بازار عادلانه از منظر ارزیابی ارائه می دهد و به دنیای فرضی ارزش بازار منصفانه می پردازد.
ارزش بازار منصفانه تعریف شده است
تعریف ارزش بازار عادلانه به عنوان یک مفهوم "خریدار مایل و فروشنده مایل" شناخته می شود. وزارت کار "آیین نامه پیشنهادی مربوط به تعریف توجه کافی" ، که به دانش ما نهایی نشده است ، اما هنوز هم توسط ارزیابی کنندگان به عنوان راهنمای معتبر برای ارزیابی های EASP ، به آن اعتماد می شود ، "توجه کافی" را به عنوان "عادلانه" تعریف می کندارزش بازار "دارایی همانطور که در حسن نیت توسط متولی یا وفاداری نامگذاری شده تعیین شده است. این تعریف اساساً منعکس کننده معنای خوب ارزش بازار عادلانه است که در حكم درآمد 59-60 ارائه شده است.
حكم درآمد 59-60 تعریف كار از ارزش بازار عادلانه را ارائه می دهد:
2. 2 بخش 20. 2031-1 (ب) آیین نامه مالیات بر املاک (بخش 81. 10 آیین نامه مالیات بر املاک 105) و بخش 25. 2512-1 آیین نامه مالیات هدیه (بخش 86. 19 آیین نامه مالیات هدیه 108) ارزش بازار عادلانه را تعریف کنید ، در اثر ،به عنوان [1] قیمتی که ملک در آن دست می دهد [2] بین یک خریدار مایل [3] و یک فروشنده مایل [4] وقتی اولی تحت هیچ اجباری برای خرید قرار نگیرد و دومی تحت هیچ اجباری برای فروش نیست، [5] هر دو طرف دارای دانش معقول در مورد حقایق مربوطه هستند. تصمیمات دادگاه غالباً بیان می کند که [6] خریدار و فروشنده فرضی فرض می شود که [7] و همچنین مایل به تجارت و [8] به خوبی در مورد این ملک و [9] در مورد بازار برای آگاهی داشته باشند. چنین املاک[پرانته اضافه شد]
این تعریف توصیفی ساده از دنیای فرضی ارزش بازار منصفانه ارائه می دهد. داخل پرانتز 9 عنصر را در تعریف ارزش بازار منصفانه برای در نظر گرفتن نشان می دهد. آنها در زیر مورد بحث قرار خواهند گرفت. با این حال، استناد به تعریف ارزش بازار منصفانه بدون توجه به هشت عامل ذکر شده در RR 59-60 برای در نظر گرفتن در تعیین ارزش منصفانه بازار تقریباً غیرممکن است. آن ها به قدری در گزارش های ارزیابی کسب وکار ذکر می شوند که Mercer Capital از آن ها به عنوان عوامل هشت پایه (از بخش 4. 01) یاد می کند:
- ماهیت کسب و کار و تاریخچه شرکت از ابتدای پیدایش آن.
- چشم انداز اقتصادی به طور کلی و شرایط و چشم انداز صنعت خاص به طور خاص.
- ارزش دفتری سهام و وضعیت مالی کسب و کار.
- ظرفیت کسب درآمد شرکت
- ظرفیت پرداخت سود سهام
- اینکه شرکت دارای سرقفلی یا ارزش نامشهود دیگری باشد یا خیر.
- فروش سهام و اندازه بلوک سهام که باید ارزش گذاری شود.
- قیمت بازار سهام شرکت هایی که در یک خط تجاری مشابه یا مشابه فعالیت می کنند که سهام آنها به طور فعال در بازار آزاد و آزاد معامله می شود، چه در بورس یا خارج از بورس.
هشت عامل اساسی RR 59-60 باید در چارچوب آنچه ما سه عامل بحرانی عقل سلیم، قضاوت آگاهانه و معقولیت می نامیم (از بخش 3. 01) بررسی شوند، که «باید وارد فرآیند سنجش آن ها شود. عوامل و تعیین اهمیت مجموع آنها.
نه عنصر [پرانتزی] تعریف ارزش بازار منصفانه، به جای عوامل هشتگانه اساسی، تمرکز این مقاله است. با این حال، این نه عنصر تعریفی لزوماً در زمینه تحلیلی گسترده ارائه شده توسط هشت پایه و زیر چتر کلی سه عامل انتقادی عقل سلیم، قضاوت آگاهانه و معقول بودن تفسیر می شوند.
عناصر ارزش بازار منصفانه
ما اکنون روی 9 عنصری که در تعریف RR 59-60 در بالا ذکر شده اند، تمرکز می کنیم. همانطور که در بالا ذکر شد به یاد بیاورید که دنیای ارزش بازار منصفانه دنیای واقعی نیست. این یک دنیای قابل تعریف خاص است که در آن خریداران و فروشندگان فرضی به روش های قابل پیش بینی واکنش نشان می دهند.
[1] قیمت و تغییر دست
همانطور که در تعریف بالا مشاهده می شود ، چندین ویژگی واجد شرایط وجود دارد که "قیمتی که در آن ملک تغییر می کند" تعریف می کند. توجه داشته باشید که این تعریف به قیمت و نه درآمد حاصل از فروش یک ملک اشاره دارد.
در جای دیگر RR 59-60 ، می فهمیم که قیمت ارزش بازار منصفانه از نظر پول یا ارزش پول پرداخت می شود ، بنابراین قیمت ارزش بازار عادلانه یک مفهوم معادل نقدی است. این هزینه از نظر دلار امروز یا ارزش فعلی مورد توجه در آینده پرداخت می شود. همچنین توجه داشته باشید که املاک دست را تغییر می دهد. معامله در تعریف ارزش بازار عادلانه فرض می شود.
ارزیابی کنندگان گاهی اوقات تخفیف هایی را برای کنترل منافع شرکتهای مربوط به هزینه های معاملات انجام شده هنگام فروش آن نهادها در نظر می گیرند. در حالی که بدون شک هزینه معاملات در معاملات واقعی واقعی است ، چنین هزینه هایی برای فروشندگان کسر می شود و بنابراین درآمد حاصل از آن را کاهش می دهد ، نه قیمت. هزینه های دیگر ، مانند هزینه های مربوط به استخدام یا نگهداری معوق ، به عنوان مثال ، ممکن است ارزش پایین تر و در نتیجه قیمت آن را داشته باشد. بنابراین ارزیابی کنندگان باید بین هزینه هایی که بر قیمت (ارزش) تأثیر می گذارد و درآمد حاصل شود (ارزش هزینه های معاملات کمتر) را تشخیص دهند.
اگر ارزش بازار عادلانه یک مفهوم معادل نقدی است ، معاملات خرید سهام برای سهام در صنایع تثبیت کننده (مانند بانکداری و نمایندگی های اتومبیل ، به نام دو) به عنوان پایه ای برای تعیین ارزش بازار منصفانه یک نهاد بر روی یک کنترل کننده چقدر معنی دار است. مبنای بهره برای اهداف مالیات بر املاک؟نسبتاً خوب مستند است که معاملات سهام برای سهام به طور کلی با قیمت های بالاتر از دلار نسبت به معاملات نقدی اتفاق می افتد. اگر ارزش بازار عادلانه یک قیمت معادل نقدی باشد ، و اگر نشانه های ارزش سهام برای سهام بیش از قیمت است که اگر یک نهاد در یک معامله نقدی فروخته شود ، می تواند به دست آورد ، ارزیابی کننده های تجاری که سعی در تعیین قیمت ارزش بازار عادلانه دارنداین عامل را در نظر بگیرید.
[2] خریدار مایل
خریدار فرضی از شهرت ارزش بازار منصفانه یک خریدار مایل است و علاقه مند است در معامله ای برای دستیابی به علاقه موضوع شرکت کند و تمایل دارد این کار را انجام دهد "اگر قیمت مناسب باشد". خریداران فرضی تعیین قیمت خود را بر اساس اصول منطقی مالی و اقتصادی که در رابطه با یک موضوع مورد استفاده قرار می گیرند ، تعیین می کنند. به عبارت دیگر ، خریدار فرضی مایل یک خریدار منطقی است.
[3] فروشنده مایل
فروشنده فرضی شهرت ارزش بازار منصفانه یک فروشنده مایل است. فروشندگان خاص همیشه علاقه ای به فروش ندارند ، به ویژه اگر شرایط بازار به عنوان فقیر تلقی شود. با این حال ، آنها گاهی اوقات می توانند متقاعد شوند که دارایی "اگر قیمت مناسب باشد" برای به دست آوردن نقدینگی یا سرمایه گذاری در یک سرمایه گذاری جایگزین با بازده بالاتر. اما توجه داشته باشید که برای یک فروشنده ، زمان بندی نیز باید درست باشد. اگر تعریف ارزش بازار عادلانه نگه داشتن باشد ، کلاس در نظر گرفته شده فروشندگان مایل باید از گروهی از فروشندگان بالقوه تشکیل شود که زمان آن برای معامله (فرضی) مطلوب است.
اگر یک فروشنده فرضی بفروشد ، در واقع ، خریدار شده است که با حفظ علاقه موضوعی (با حفظ) دریافت می کند. بنابراین هر فروشنده فرضی در حال ارزیابی همان عوامل اقتصادی و مالی مورد بررسی گروه مربوطه خریداران فرضی است. بنابراین فروشنده فرضی مایل ، مانند خریدار فرضی مایل ، یک سرمایه گذار منطقی است. بحثی که شامل بسیاری از همان مفاهیم است در مقاله اخیر در بررسی ارزیابی تجارت یافت می شود.
تعریف ارزش بازار منصفانه خریداران مایل و فروشندگان مایل را به عهده می گیرد. برخی ممکن است استدلال کنند که چون کسی علاقه خاصی را خریداری نمی کند ، بنابراین باید در کنار بی ارزش باشد. برخی دیگر بعضی اوقات نشان می دهند که چون دارنده علاقه نمی فروشد ، باید عزیز ارزش داشته باشد. هر دو موقعیت ممکن است در بعضی مواقع صحیح باشند ، اما هیچ یک از ارزش بازار عادلانه را نشان نمی دهد.
عدم تمایل به مشارکت در معامله توسط هر طرف خاص نباید در تعیین ارزش عادلانه بازار مورد علاقه موضوع قرار گیرد ، در غیر این صورت الزامات رفتاری تعریف برآورده نمی شود. پیدا کردن اینکه فروشنده نمی فروشد زیرا قیمت "خیلی پایین" است یا اینکه یک خریدار خرید نمی کند زیرا قیمت "خیلی بالا" به معنای تجزیه و تحلیل انگیزه فروشندگان یا خریداران خاص است ، نیاز به در نظر گرفتن فروشندگان فرضی و فرضی را نادیده می گیردخریداران ، و عناصر گمانه زنی و ذهنیت را معرفی می کنند که با تعریف ارزش بازار منصفانه در نظر گرفته نشده است.
ارزیابی کنندگان گاهی اوقات از خریداران معمولی و فروشندگان معمولی به عنوان نمایندگان سرمایه گذاران مایل به فرضی استفاده می کنند. اینها مفاهیم مهمی هستند. یک خریدار خاص احتمالاً ارزش ذاتی سرمایه گذاری را برای او یا او در نظر خواهد گرفت. یک فروشنده خاص نیز ارزش یک سرمایه گذاری را از دیدگاه منحصر به فرد خود در نظر خواهد گرفت. چنین ملاحظاتی بازار را تشکیل نمی دهد. از طرف دیگر ، گروهی از خریداران معمولی به طور جمعی یک طرف بازار را نشان می دهند و گروهی از فروشندگان معمولی طرف مقابل را نشان می دهند. آنها با هم بازار فرضی از ارزش بازار منصفانه را ایجاد می کنند.
[4] بدون اجبار
هیچ یک از طرفین تصور نمی شود که تحت هیچ اجباری شرکت در یک معامله قرار بگیرند و تحت هرگونه فشار قرار بگیرند. این نکته حاکی از آن است که اگرچه مایل به انجام معامله هستند ، طرفین تحت فشار قرار نمی گیرند. اجبار برای انجام معامله توسط طرف یک معامله معمولاً نسبت به منافع آن طرف منفی است. احتمالاً "خریدار با انگیزه" برای به دست آوردن دارایی بیش از یک قیمت منطقی پرداخت می کند. از طرف دیگر ، "فروشنده با انگیزه" احتمالاً کمتر از آنچه که در غیر این صورت برای فروش دارایی می پذیرد ، می فروشد. خریداران و فروشندگان فرضی در دنیای ارزش بازار عادلانه ، که به همان اندازه غیرقابل انکار هستند ، می توانند بر اساس پیامدهای منطقی مالی و اقتصادی خود در مورد قیمت و شرایط معاملات خود مذاکره کنند.
به یاد بیاورید که ما در بالا پیشنهاد کردیم که تلاش برای تشخیص اینکه چرا افراد خاص در معامله شرکت نکرده اند ، سوداگرانه و ذهنی است. تجزیه و تحلیل معاملات واقعی برای تلاش برای تعیین یا برآورد انگیزه های شرکت کنندگان در بازار یک فرایند بسیار عینی تر است و اغلب می تواند به فرآیند تعیین ارزش بازار منصفانه ارزش افزود.
یک خریدار خاص برای علاقه به موضوع با انگیزه های استراتژیک یا هم افزایی ممکن است قیمتی را برای یک خریدار معمولی که فاقد فرصت های هم افزایی یا انگیزه استراتژیک برای ورود به بازار است ، پرداخت کند. بنابراین ارزش بازار عادلانه احتمالاً بالاترین قیمت حاصل از آن را نشان نمی دهد. احتمالاً این امر باید منعکس کننده قیمت گذاری منطقی اجماع باشد که ممکن است توسط گروهی از خریداران با انگیزه های معمولی برای دستیابی به بازده معقول بر اساس جریان نقدی مورد انتظار یک سرمایه گذاری تشخیص داده شود.
این منطق همچنین نشان می دهد که معامله در سهام یک شرکت ممکن است نشانگر ارزش بازار عادلانه نباشد ، حتی اگر این معامله بین احزاب مستقل اتفاق بیفتد. صرف این واقعیت که طرفین مستقل از یکدیگر بودند ، در مورد انگیزه های هر یک از طرفین چیزی نمی گویند. در بسیاری از موارد ، اگر نه بیشتر موارد ، ما هرگز انگیزه واقعی طرفین را نمی دانیم یا درک نمی کنیم. اما ما می توانیم اقتصاد معاملات واقعی را تحلیل کنیم و ارزیابی کنیم که آیا آنها در شرایط منطقی رخ داده اند که منعکس کننده عناصر ارزش بازار عادلانه است. اگر معامله ای در یک شرکت موضوعی یا یک معامله راهنما که شامل شرکت دیگری باشد ، نمی تواند به طور عقلانی توضیح داده شود ، احتمال وجود دارد که نامزد استنباط در مورد ارزش بازار منصفانه یک موضوع خاص باشد.
[5] دانش معقول
فرض بر این است که هر دو طرف دانش معقول در مورد حقایق مربوط دارند. این یک فرض مهم است ، زیرا دانش در مورد برخی از شرکت ها ، علایق در شرکت ها یا سرمایه گذاری های دیگر به طور کلی در دسترس همه نیست. به عنوان مثال ، یک جهان از سرمایه گذاران وجود دارد که در بازارهای اوراق بهادار عمومی سرمایه گذاری می کنند ، و یک جهان از نظر قابل ملاحظه ای متفاوت است که در مکان های بزرگ و خصوصی بدهی یا حقوق صاحبان سهام سرمایه گذاری می کند. به عنوان مثال ، یک سرمایه گذار کوچک در بازارهای اوراق بهادار عمومی ممکن است فاقد هرگونه علاقه ، علاقه یا توانایی درک یک سند پیچیده خصوصی باشد.
اصطلاح کاملاً آگاهانه اغلب برای توصیف وضعیت دانش معقول از حقایق مربوطه استفاده می شود. در زندگی واقعی ، ما می دانیم که خریداران و فروشندگان منافع سهام به ندرت کاملاً آگاه هستند. چرا شگفتی هایی که بعد از کسب اتفاق می افتد به طور نامحسوس برای خریداران منفی است؟از دیدگاه فروشنده ، خودداری از اینکه "هیچ چیز بعد از ادغام تغییر نخواهد کرد" چنان اشتباه است که خنده دار باشد. و برخی از موضوعاتی که پس از معاملات آشکار می شوند ، بر اساس تجزیه و تحلیل یا تحقیقات معقول ، از قبل کاملاً قابل تشخیص هستند. با این حال ، آنها غالباً توسط شرکت کنندگان در معاملات زندگی واقعی که ممکن است انگیزه ، اجباری یا کاملاً آگاه نباشند ، نادیده گرفته یا نادیده گرفته می شوند.
دانش معقول و آینده. معاملات زندگی واقعی مبتنی بر حقایق و شرایطی است که تا دقیقه تعطیلی آنها شناخته شده است و چشم اندازهای معقول برای آینده را در نظر می گیرد. منطقی ، یا کاملاً آگاهانه به معنای داشتن توپ کریستالی نیست که با پیش بینی آینده با دقت ، عدم قطعیت را از بین ببرد.
ارزیابی های پس از واقعیت نباید بر اساس حقایقی که به زودی یا مدتها پس از یک تاریخ ارزیابی تاریخی ، خود را روشن می کنند ، از استاندارد دانش معقول سوء استفاده کنند. وکلا نماینده طرف در یک اختلاف که از دانش مربوط به وقایع تاریخ پس از ارزیابی بهره مند می شود ، ممکن است بخواهند باور داشته باشند که اطمینان از آن وقایع در تاریخ ارزیابی قابل قبول است. ارزیابی کنندگان مستقل در زمینه تعیین ارزش بازار منصفانه این تجملات را ندارند.
در برخی موارد ، این واقعیت که ممکن است یک رویداد در آینده رخ دهد در زمان معامله یا در تاریخ ارزیابی شناخته شده است. آنچه که به طور کلی مشخص نیست این است که چه موقع یا با چه احتمال ممکن است رخ دهد. ارزیابی کنندگان باید این احتمالات را ارزیابی کرده و خطرات یا مزایای بالقوه را به طور مناسب در ارزیابی های خود بگنجانند - روشی که ممکن است سرمایه گذاران فرضی فرضی براساس اطلاعات موجود در تاریخ ارزیابی باشد.
این بحث مختصر در مورد مؤلفه دانش معقول از تعریف ارزش بازار منصفانه باید نشان دهد که به دنبال راهنمایی ضمنی آن ، نیاز به اعمال عقل سلیم ، قضاوت آگاهانه و معقول بودن دارد.
[6] قادر به تجارت
فرض بر این است که خریدار و فروشنده مایل به فرضی قادر به انجام معامله است. پیامد این است که هر یک از طرفین باید ظرفیت مالی برای شرکت در معامله موضوع را داشته باشند.
مثال خاص زیر را در نظر بگیرید: علاقه موضوع هیچ بازاری ندارد ، حدود 500 هزار دلار ارزش دارد و عملکرد بازار را برای دارایی های مشابه فراهم می کند. در چارچوب چنین سرمایه گذاری در جریان پول ، جهان خریداران فرضی شامل سرمایه گذاران فردی می شود که در زمینه پرتفوی متنوع سرمایه گذاری ها ، توانایی خرید یک سرمایه گذاری در این محدوده ارزش را دارند. چنین سرمایه گذاران احتمالاً افراد یا شرکتی که با حداکثر نرخ قانونی مالیات می پردازند ، کاملاً مشمول مالیات می شوند.
اگر فرض کنیم که بیشتر سرمایه گذاران منطقی بیش از 10 ٪ یا بیشتر از اوراق بهادار خود را در هر سرمایه گذاری واحد قرار نمی دهند (در مورد حداقل تعداد سرمایه گذاری برای دستیابی به تنوع معقول اگر همه سرمایه گذاری های فردی با اوراق بهادار عمومی معامله شوند) ، ما در حال بحث و گفتگو هستیمگروه سرمایه گذاران با ظرفیت مالی مایع به ترتیب 5 میلیون دلار یا بیشتر.
با این حال ، در نظر بگیرید که سرمایه گذاران معمولاً مایل هستند بخش های کوچکتر از ثروت خود را در دارایی های خاص غیرقانونی قرار دهند. جهان سرمایه گذاران فرضی برای 500 هزار دلار دارایی ما ممکن است ، در حقیقت ، کسانی باشند که ارزش خالص 10 میلیون دلار یا بیشتر دارند که ممکن است مایل باشند فقط حدود 5 ٪ از دارایی های خود را در هر امنیت و امنیتی غیرقانونی قرار دهند. این جهان از سرمایه گذاران احتمالاً نیازهای برگشتی و انتظارات سرمایه گذاری متفاوتی نسبت به گروه وسیع تری از سرمایه گذاران که در بازارهای اوراق بهادار عمومی سرمایه گذاری می کنند ، خواهند داشت.
بنابراین ، جهان سرمایه گذاران فرضی باید در تعیین ارزش بازار منصفانه در نظر گرفته شود. به طور خاص ، ارزیابی کنندگان باید تأثیر نیازهای سرمایه گذاری جهان مربوطه سرمایه گذاران فرضی را بر ارزش بازار منصفانه منافع خاص در نظر بگیرند. وکلا و سایر کاربران گزارش های ارزیابی باید این انتظار را داشته باشند که چنین ملاحظاتی در گزارش های ارزیابی ، صریح یا ضمنی انجام شود.
[7] مایل به تجارت
هر دو طرف باید مایل به تجارت باشند. باید واضح باشد که سرمایه گذاران فرضی سرمایه گذاران منطقی هستند. آنها درگیر معاملات می شوند و از دیدگاه اقتصادی و مالی منطقی به مسئله قیمت نزدیک می شوند.
[8] خود ملک
فرض بر این است که هر دو طرف در مورد اموالی که موضوع ارزیابی است ، آگاه هستند. به عبارت دیگر ، طرفین باید دانش و توانایی تحقیق در مورد سرمایه گذاری بالقوه را داشته باشند. این جنبه از تعریف این نکته را به معنای آگاه بودن منطقی به معنای کلی به خوبی آگاه بودن به معنای خاص به همراه دارد.
کسب چنین دانش در مورد یک خاصیت یا معامله خاص می تواند وقت گیر و گران باشد ، بنابراین یک ویژگی مهم در ارزیابی است. علاوه بر این ، سرمایه گذاران فرضی در حال مذاکره در مورد ارزش اقتصادی و مالی خود ملک هستند ، و نه بر روی هم افزایی ها ، انگیزه های استراتژیک یا فواید روانی که ممکن است برای یک خریدار خاص فراهم کند.
[9] بازار ملک
آخرین عنصر تعریف ارزش بازار عادلانه ، مفهوم آگاهانه منطقی را یک قدم جلوتر به همراه دارد. فرض بر این است که هر دو طرف نه تنها در مورد خاصیت خاص ، بلکه در مورد بازار ملک مربوطه نیز آگاه هستند. این واقعیت لایه ای از زمان و هزینه یا تجربه را به روند تحقیق توسط خریداران فرضی اضافه می کند. دانش در مورد بازار یک ملک ، درک شرایط صنعت و همچنین شرایط اقتصادی محلی ، منطقه ای و/یا ملی را فرض می کند.
بازارهایی که در آن املاک در دنیای ارزش بازار عادلانه تجارت می کنند ، بازارهای منطقی هستند و بازارهای مداوم هستند. این می تواند بین قیمت گذاری واقعی بازار و ارزش بازار منصفانه باعث ایجاد اختراع گاه و بیگاه شود. در بازارهای سوداگرانه ، سهام معاملاتی عمومی شرکت ها ممکن است در صورت فروخته شدن با ارزش های قابل توجهی بیشتر از ارزش کل شرکت تجارت کنند. این می تواند در نتیجه گمانه زنی های عمومی مانند Amazon.com رخ دهد ، که در حال حاضر با ارزش بهره اقلیت برای هر سهم معامله می شود که هیچ تجزیه و تحلیل منطقی نمی تواند توجیه کند. همچنین می تواند در سهام شرکت های معامله شده عمومی در صنایع تثبیت کننده رخ دهد. ارزیابی کنندگان گاهی اوقات باید قبل از استفاده از آن در تعیین ارزش بازار منصفانه ، شواهد شرکت راهنمای بازار را منطقی کنند.
نتیجه
همانطور که در ابتدا گفته شد ، شرکت کنندگان ، ارزیابی کنندگان و وکلای ESOP باید بیش از درک سطحی از پیامدهای ارزیابی استاندارد از ارزش معروف به ارزش بازار منصفانه داشته باشند. ارزش بازار منصفانه دنیای واقعی نیست. ارزیابی کنندگان ، وکلا و سایر کاربران گزارش های ارزیابی تجارت که هر روز در دنیای واقعی فعالیت می کنند ، باید به درک بهتر از آن جهان دیگر ، بازار فرضی که در آن معاملات ارزش بازار عادلانه رخ می دهد ، ادامه دهند. همانطور که در کتاب دوره IRS ذکر شد:
بشربشربشردر نظر گرفتن هر مورد ارزیابی ، اطمینان حاصل می کند که هر دو طرف ، از جمله ارزیابی کننده های مربوطه ، در صورت وجود ، از تعریف صحیح و معیارهای تعیین ارزش بازار منصفانه استفاده می کنند. هیچ موردی از ضعیف ترین پیوند آن قوی تر نیست و اگر استاندارد ارزیابی اشتباه اعمال شود ، نتیجه گیری نقص خواهد بود.
برای ارزیابی کنندگان مهم است که ضمن توصیف نظرات ارزیابی در گزارش های خود ، به طور خاص روی عناصر تعریف ارزش بازار منصفانه تمرکز کنند. و وکلا و سایر کاربران گزارش های ارزیابی باید در بررسی گزارش های ارزیابی خود انتظار داشته باشند.
پایگاه های معاملاتی...
ما را در سایت پایگاه های معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فرشته صدرعرفایی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
1 فروردين
1402 ساعت: 22:38