تجارت جهانی انگلیسی صحبت می کند

ساخت وبلاگ

مانند آن یا نه ، انگلیسی زبان جهانی تجارت است. امروز 1. 75 میلیارد نفر در سطح مفیدی انگلیسی صحبت می کنند - این یکی از چهار نفر ما است. شرکت های چند ملیتی مانند Airbus ، Daimler-Chrysler ، SAP ، Nokia ، Alcatel-Lucent و Microsoft در پکن انگلیسی را به عنوان زبان شرکت ها موظف کرده اند. استاد HBS Tsedal Neeley می گوید ، هر شرکتی با حضور جهانی یا آرزوهای جهانی برای انجام همین کار عاقلانه خواهد بود تا از ارتباط و همکاری خوب با مشتریان ، تأمین کنندگان ، شرکای تجاری و سایر ذینفعان اطمینان حاصل کند.

اما در حالی که حرکت به سمت یک زبان واحد در محل کار ضروری و اجتناب ناپذیر است ، تحقیقات نیلی نشان می دهد که اجرای چنین سیاستی مملو از عوارض است. سیاستهای فقط انگلیسی می توانند ناامنی شغلی و نارضایتی ایجاد کنند و در تیم های بین المللی بین المللی ، بین گویندگان انگلیسی بومی و غیر بومی ایجاد کنند.

شرکت ها می توانند هنگام اتخاذ یک سیاست فقط انگلیسی ، چالش ها و مقاومت های اجتناب ناپذیر را پیش بینی و برنامه ریزی کنند. این مقاله با استفاده از شرکت خدمات اینترنتی ژاپنی Rakuten به عنوان نمونه مورد ، دستورالعمل های اجرای صحیح را تشریح می کند.

آماده است یا نه ، انگلیسی اکنون زبان جهانی تجارت است. شرکت های چند ملیتی بیشتر و بیشتر انگلیسی را به عنوان زبان مشترک شرکتها-Airbus ، Daimler-Chrysler ، خرده فروشی سریع ، نوکیا ، رنو ، سامسونگ ، SAP ، Technicolor و Microsoft در پکن ، برای نامگذاری چند مورد-در تلاش برای تسهیل ارتباطات و تسهیل ارتباطات و تسهیل در ارتباطات و تسهیل در ارتباط و تسهیل در ارتباطات وعملکرد در عملکردهای جغرافیایی متنوع و تلاشهای تجاری.

اتخاذ یک روش مشترک گفتار فقط ایده خوبی نیست ؛به عنوان مثال ، حتی برای یک شرکت آمریکایی با فعالیت در خارج از کشور ، یا یک شرکت فرانسوی که روی مشتریان داخلی متمرکز شده است ، ضروری است. تصور کنید که گروهی از فروشندگان از دفتر مرکزی یک شرکت پاریس برای یک جلسه جمع می شوند. چرا به شما اهمیت می دهید که آیا همه آنها می توانند انگلیسی صحبت کنند؟حال در نظر بگیرید که همان گروه به یک شرکت فروش نیز در پاریس مستقر می شود ، بدون اینکه متوجه شود مشتری بالقوه کارمندان سایر مکانهایی را که به زبان فرانسه صحبت نمی کنند ، وارد می کند. این اتفاق در یک شرکتی که با آن کار کردم اتفاق افتاد. در کنار هم در پاریس ، کارمندان آن دو شرکت فرانسوی نمی توانند معامله را ببندند زیرا افراد اتاق نمی توانند ارتباط برقرار کنند. این یک تماس بیدارکننده تکان دهنده بود و شرکت به زودی یک استراتژی زبان انگلیسی شرکت را اتخاذ کرد.

نگرانی های مشابه باعث شد هیروشی میکیتانی ، مدیر عامل شرکت Rakuten - بزرگترین بازار آنلاین ژاپن - در مارس 2010 به این نکته که انگلیسی زبان رسمی این شرکت خواهد بود ، صادر کند. هدف این شرکت تبدیل شدن به شرکت شماره یک خدمات اینترنتی در جهان بود و میکیتانی معتقد بود که این سیاست جدید - که بر حدود 7،100 کارمند ژاپنی تأثیر می گذارد - برای دستیابی به این هدف بسیار مهم بود ، به خصوص که برنامه های گسترش در خارج از ژاپن متمرکز شده بودند. او همچنین مسئولیت مشارکت در جهان بینی گسترده برای کشورش ، یک کشور جزیره محافظه کار را بر عهده داشت.

شرکت چند میلیارد دلاری-تلاقی بین Amazon. com و eBay-در یک رشد رشد: Priceminister. com در فرانسه ، Buy. com و Freecause در ایالات متحده ، Play. com در انگلستان ، Tradoria در آلمان ، به دست آورده بود. کتابهای الکترونیکی Kobo در کانادا ، و سرمایه گذاری های مشترک با شرکت های بزرگ در چین ، اندونزی ، تایوان ، تایلند و برزیل ایجاد کردند. جدی در مورد تغییر زبان ، Mikitani این طرح را به کارمندان نه به زبان ژاپنی بلکه به زبان انگلیسی اعلام کرد. یک شبه ، منوهای کافه تریا زبان ژاپنی نیز مانند دایرکتوری های آسانسور جایگزین شدند. وی اظهار داشت كه كاركنان باید طی دو سال صلاحیت خود را در سیستم بین المللی امتیاز دهی انگلیسی نشان دهند - یا ریسك پذیری یا حتی عزل.

رسانه ها فوراً داستان را انتخاب کردند و شرکت های ژاپن با جذابیت و تحقیر واکنش نشان دادند. مدیرعامل هوندا ، Takanobu Ito ، علناً ادعا كرد: "این احمقانه است كه یك شركت ژاپنی فقط در هنگام كار كار عمدتاً ژاپنی از انگلیسی در ژاپن استفاده كند."اما Mikitani اطمینان داشت که این حرکت درست است و این سیاست ثمره دارد. دستورالعمل انگلیسی به Mikitani اجازه داده است تا یک سازمان بسیار متنوع و قدرتمند ایجاد کند. امروز ، سه از شش مدیر ارشد در سازمان مهندسی وی ژاپنی نیستند. آنها حتی ژاپنی صحبت نمی کنند. این شرکت همچنان به دنبال تهاجمی به دنبال بهترین استعداد از سراسر جهان است. اکنون نیمی از کارمندان ژاپنی راکوتن می توانند به طور کافی در ارتباطات داخلی به زبان انگلیسی شرکت کنند و 25 ٪ به طور منظم با شرکا و همکاران در شرکتهای تابعه خارجی به زبان انگلیسی ارتباط برقرار می کنند.

اتخاذ یک سیاست جهانی زبان آسان نیست ، و شرکت ها به طور همواره در این مسیر گیر می آورند. این رادیکال است ، و تقریباً مسلم است که با مقاومت سرسخت کارمندان روبرو شوید. اگر انگلیسی آنها به اندازه دیگران خوب نباشد ، ممکن است بسیاری از آنها احساس ضرر کنند ، دینامیک تیم و عملکرد می توانند رنج ببرند و غرور ملی می تواند در این راه قرار بگیرد. اما برای زنده ماندن و شکوفایی در یک اقتصاد جهانی ، شرکت ها باید بر موانع زبانی غلبه کنند - و انگلیسی تقریباً همیشه در حال حاضر ، حداقل در حال حاضر خواهد بود.

سریعترین زبان در تاریخ بشریت ، انگلیسی در سطح مفیدی توسط حدود 1. 75 میلیارد نفر در سراسر جهان صحبت می شود-این در هر چهار نفر از ما یکی است. نزدیک به 385 میلیون سخنران مادری در کشورهایی مانند ایالات متحده و استرالیا ، حدود یک میلیارد سخنران مسلط در کشورهای سابق استعمار شده مانند هند و نیجریه و میلیون ها نفر در سراسر جهان که آن را به عنوان زبان دوم مطالعه کرده اند ، وجود دارد. تخمین زده می شود 565 میلیون نفر از آن در اینترنت استفاده می کنند.

فواید "انگلیسی سازی" ، همانطور که Mikitani آن را می نامد ، قابل توجه است. با این حال ، شرکت های نسبتاً کمی به طور سیستماتیک یک سیاست انگلیسی زبان را با نتایج پایدار اجرا کرده اند. من از طریق تحقیق و کار خود در طول یک دهه گذشته با شرکت ها ، یک چارچوب فرزندخواندگی برای هدایت شرکت ها در تلاش های زبانی آنها ایجاد کرده ام. هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد ، اما داستانهای موفقیت وجود دارد. پذیرندگان مزایای قابل توجهی پیدا می کنند.

چرا فقط انگلیسی؟

شکی نیست که چند زبانه نامحدود ناکارآمد است و می تواند از وقوع تعامل مهم جلوگیری کند و در راه رسیدن به اهداف کلیدی قرار بگیرد. نیاز به هماهنگی دقیق وظایف و همکاری با مشتریان و شرکای مختلف در سراسر جهان ، حرکت به سمت انگلیسی را به عنوان زبان رسمی تجارت بدون توجه به اینکه در آن شرکت ها مستقر هستند ، تسریع کرده است.

سه دلیل اصلی این است که حرکت به سمت انگلیسی به عنوان یک استاندارد شرکتی است.

فشار رقابتی

اگر می خواهید خرید یا فروش کنید ، باید بتوانید با طیف متنوعی از مشتریان ، تأمین کنندگان و سایر شرکای تجاری ارتباط برقرار کنید. اگر خوش شانس باشید ، آنها زبان مادری خود را به اشتراک می گذارند - اما نمی توانید روی آن حساب کنید. شرکت هایی که قادر به تدوین یک استراتژی زبانی نیستند ، اساساً فرصت های رشد خود را به بازارهایی که زبان آنها صحبت می شود محدود می کنند ، و به وضوح خود را برای رقیب رقبایی که سیاست های انگلیسی را اتخاذ کرده اند ، قرار می دهند.

جهانی سازی وظایف و منابع.

وقتی کارمندان پراکنده از نظر جغرافیایی مجبورند برای تحقق اهداف شرکت ها با هم همکاری کنند ، تفاوت های زبان می تواند باعث ایجاد تنگنا شود - برج بابل ، همانطور که بود. یک کارمند از بلژیک ممکن است نیاز به ورودی از یک شرکت در بیروت یا مکزیک داشته باشد. بدون زمینه مشترک ، ارتباطات رنج می برد. درک بهتر زبان به کارمندان اطلاعات دست اول می دهد ، که برای تصمیم گیری خوب بسیار مهم است. غول غذای سوئیسی Nestlé به لطف اجرای انگلیسی به عنوان یک استاندارد شرکت ، در خرید و استخدام ، بهبود کارآیی زیادی را در خرید و استخدام مشاهده کرد.

ادغام M& A در مرزهای ملی.

مذاکرات در مورد ادغام یا کسب وقتی همه به همان زبان صحبت می کنند ، به اندازه کافی پیچیده است. اما وقتی آنها این کار را نمی کنند ، حتی در مبادلات ساده ایمیل به راحتی از بین می روند. همچنین ، ادغام متقابل فرهنگی بسیار دشوار است. به همین دلیل است که وقتی Hoechst و Rhône-Poulenc آلمان در سال 1998 برای ایجاد Aventis ، پنجمین شرکت بزرگ دارویی در سراسر جهان ادغام شدند ، این شرکت جدید انگلیسی را به عنوان زبان عملیاتی خود نسبت به فرانسوی یا آلمانی انتخاب کرد تا از بازی های مورد علاقه خودداری کند. یک عنصر برندسازی نیز می تواند بازی کند. در دهه 1990 ، یک سازنده لوازم خانگی ایتالیایی نسبتاً ناشناخته ، مرلونی ، انگلیسی را به تصویب رساند تا تصویر بین المللی خود را بیشتر کند ، که هنگام دستیابی به شرکتهای روسی و انگلیسی ، آن را به خود جلب کرد.

سریعترین زبان در تاریخ بشریت ، انگلیسی در سطح مفیدی توسط حدود 1. 75 میلیارد نفر در سراسر جهان صحبت می شود-این در هر چهار نفر از ما یکی است.

موانع سیاست های موفق انگلیسی زبان

مطمئناً ، سیاست های یک زبان می توانند عواقبی داشته باشند که باعث کاهش کارایی می شود. شواهدی از تحقیقات من در راکوتن - همراه با مطالعه ای که من با پاملا هندز از دانشگاه استنفورد و کاترین کرامون از دانشگاه جورج میسون در شرکتی انجام دادم که من با GlobalTech تماس می گیرم و مطالعه ای که در یک شرکت انجام داده ام که من آن را فرانسوی می نامم - هزینه های آشکاراین قوانین جهانی زبان انگلیسی می تواند ایجاد کند. Rollout مناسب خطرات را کاهش می دهد ، اما حتی برنامه های خوب و با هم می توانند با مشکلات روبرو شوند. در اینجا برخی از رایج ترین ها آورده شده است.

تغییر همیشه به عنوان یک شوک ایجاد می شود.

هنگامی که تغییر پیشنهادی به واقعیت تبدیل می شود، هیچ مقدار هشدار و آمادگی نمی تواند به طور کامل از ضربه روانی به کارکنان جلوگیری کند. زمانی که ماری (همه نام های این مقاله به استثنای میکیتانی و ایتو پنهان شده اند) برای اولین بار از خط مشی فرنچ کو فقط به زبان انگلیسی مطلع شد، هیجان زده شد. او مدتی بود که با شرکای غیر فرانسوی به زبان انگلیسی ارتباط برقرار می کرد و سیاست پیشنهادی را نشانه مثبتی از بین المللی شدن شرکت می دانست. یعنی تا زمانی که او در یک جلسه معمولی که معمولاً به زبان فرانسوی برگزار می شد شرکت کرد. من متوجه نشدم که اولین جلسه بعد از اعلام قانون واقعاً به زبان انگلیسی بود. ماری می گوید این شوک بود. او به یاد می آورد که با انرژی زیادی وارد جلسه شد - تا اینکه متوجه هدست های مترجم شد.

او می گوید: «آنها تحقیرکننده هستند. من احساس می کردم به جای مشارکت کننده در شرکت خودم، یک ناظر هستم.»

آیا ماندارین بعدی خواهد بود؟

با توجه به بزرگی و رشد اقتصاد چین، چرا باید به سمت یک سیاست فقط انگلیسی حرکت کرد؟آیا این امکان وجود ندارد که ماندارین بتواند از زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی تجارت پیشی بگیرد؟ممکن است، اما بعید است. دو دلیل برای این وجود دارد.

اولاً، انگلیسی یک شروع بزرگ دارد. چین نمی تواند تاریخ استعماری بریتانیا را تکرار کند. امپراتوری بریتانیا شروع به تعبیه زبان انگلیسی در بسیاری از نقاط جهان از اوایل قرن شانزدهم کرد. کارهای بشردوستانه توسط سازمان های آمریکایی و بریتانیایی، مدت ها قبل از اینکه شرکت ها شروع به پذیرش آن در محل کار کنند، زبان انگلیسی را بیشتر گسترش داد.

دوم، برای بسیاری از نقاط جهان، یادگیری ماندارین بسیار دشوار است. انتخاب "انگلیسی شکسته" آسان تر از "مانارین شکسته" است. دانستن ماندارین - یا هر زبانی که تعداد زیادی از مردم به آن صحبت می کنند - به وضوح یک مزیت است. اما در حال حاضر، ماندارین یک گزینه واقع بینانه برای سیاست یک زبانه نیست.

انطباق لکه دار است.

یک دستورالعمل انگلیسی مشکل متفاوتی را برای نماینده خدمات در GlobalTech ایجاد کرد. این شرکت فناوری مستقر در آلمان ، شرکتهای تابعه در سراسر جهان داشت. هانس ، نماینده خدمات ، هنگامی که عملکرد خدمات مالی چند میلیون دلاری مشتری کلیدی مشتری را در نتیجه یک نرم افزار نرم افزاری متوقف کرد ، از رئیس خود تماس ناخوشایندی دریافت کرد. صدها هزار دلار هم برای مشتری و هم برای GlobalTech در معرض خطر بودند. هانس به سرعت فراخوانی به بخش فنی هندوستان برقرار کرد ، اما تیم نرم افزاری نتوانست از این مشکل پرش کند زیرا همه ارتباطات مربوط به آن به آلمانی بود-با وجود سیاست فقط انگلیسی که دو سال قبل از آن تأسیس شده بود و نیاز به همه ارتباطات داخلی دارد (جلسات ،نامه های الکترونیکی ، اسناد و تماس های تلفنی) به زبان انگلیسی انجام می شود. همانطور که هانس منتظر ترجمه اسناد بود ، بحران همچنان تشدید می شود. دو سال از اجرای برنامه ، فرزندخواندگی در حال کشیدن بود.

اعتماد به نفس از بین می رود.

هنگامی که سخنرانان غیر بومی مجبور به برقراری ارتباط به زبان انگلیسی می شوند ، می توانند احساس کنند که ارزش آنها به این شرکت بدون در نظر گرفتن سطح تسلط آنها کاهش یافته است. یک کارمند فرانسوی می گوید: "دشوارترین کار این است که بپذیریم که ارزش شخص به عنوان یک انگلیسی زبان ارزش واقعی شخص را تحت الشعاع قرار می دهد."وی خاطرنشان می کند: "برای 30 سال گذشته این شرکت از ما خواسته نبود که مهارت های زبان خارجی خود را توسعه دهیم یا به ما فرصتی برای انجام این کار ارائه دهیم.""اکنون ، پذیرش این واقعیت که ما رد صلاحیت شده ایم ، دشوار است."کارمندانی که با سیاست های یک زبان روبرو هستند ، غالباً نگران این هستند که بهترین شغل ها فقط به افرادی که مهارت های انگلیسی قوی دارند ، صرف نظر از تخصص محتوا ، ارائه می شود.

هنگامی که من و همکارانم دو سال پس از اجرای سیاست فقط انگلیسی این شرکت با 164 کارمند در GlobalTech مصاحبه کردیم ، متوجه شدیم که نزدیک به 70 ٪ از کارمندان همچنان با آن ناامیدی را تجربه می کنند. در Frenchco ، 56 ٪ از انگلیسی زبانان انگلیسی و 42 ٪ از بلندگوهای با فرایند پایین گزارش دادند که به دلیل مهارت های نسبتاً محدود انگلیسی ، نگران پیشرفت شغلی هستند. چنین احساساتی متداول است که شرکت ها صرفاً سیاست جدید را اعلام می کنند و کلاس های زبان را به جای اجرای تغییر به روشی منظم ارائه می دهند. شایان ذکر است که کارمندان اغلب توانایی های خود را دست کم می گیرند یا چالش ایجاد تسلط کافی را بیش از حد ارزیابی می کنند.(به نوار کناری "تسلط سنجی" مراجعه کنید.)

تسلط

پیشرفت از سطح مبتدی به پیشرفته - که توانایی برقراری ارتباط یک کارمند را تا حد زیادی بهبود می بخشد - از این طریق بر 3500 کلمه تسلط دارد. این یک کار بسیار دلهره آور از اضافه کردن 10،000 کلمه لازم برای انتقال از پیشرفته به زبان مادری است که ممکن است بازپرداخت آن کمتر باشد.

امنیت شغلی از بین می رود.

حتی اگر دستیابی به تسلط کافی برای بیشتر ممکن است ، واقعیت این است که با اتخاذ یک سیاست فقط انگلیسی ، نیازهای شغلی کارکنان تغییر می کند-گاهی اوقات یک شبه. این می تواند یک قرص تلخ برای بلع باشد ، به خصوص در بین مجریان برتر. Mikitani Rakuten سخنان خود را با کارمندان خود کم رنگ نکرد: او واضح بود که افرادی را که مهارت انگلیسی خود را توسعه نداده اند ، از بین می برد.

کارمندان مقاومت می کنند.

شنیدن اینکه بلندگوهای غیر بومی با هزینه همکاران انگلیسی زبان خود به زبان خود بازگردند ، غالباً به این دلیل که انجام جلسات به زبان مادری خود سریعتر و آسان تر است ، غیر معمول نیست. برخی دیگر ممکن است اقدامات تهاجمی تری برای جلوگیری از صحبت کردن به زبان انگلیسی انجام دهند ، مانند برگزاری جلسات در زمان های نامشخص. به عنوان مثال ، کارمندان آسیا ممکن است یک جلسه جهانی را که در اواسط شب در انگلیس قرار می گیرد ، برنامه ریزی کنند. با انجام این کار ، سخنرانان غیر بومی اضطراب و از دست دادن قدرت خود را به سمت گویندگان بومی تغییر می دهند.

بسیاری از کارمندان فرانسوی گفتند که وقتی احساس می کردند مهارت های زبان نسبتاً ضعیف آنها می تواند آشکار شود و عواقب مربوط به شغلی داشته باشد ، آنها به سادگی از مشارکت در گفتمان مشترک دست کشیدند. یک مدیر منابع انسانی در این شرکت توضیح می دهد: "آنها می ترسند اشتباه کنند." بنابراین آنها اصلاً صحبت نخواهند کرد. "

در موارد دیگر ، اسنادی که قرار است به زبان انگلیسی تشکیل شود ممکن است به زبان مادری نوشته شود - همانطور که هانس در GlobalTech تجربه کرده است - یا اصلاً نوشته نشده است."نوشتن به زبان انگلیسی خیلی سخت است ، بنابراین من این کار را نمی کنم!"یکی از کارمندان GlobalTech یادداشت می کند."و پس از آن به هیچ وجه مستنداتی وجود ندارد."

عملکرد رنج می برد.

خط آخر هنگامی که کارمندان از شرکت در تنظیمات گروهی متوقف می شوند ، نتیجه می گیرد. پس از مشارکت مشارکت ، فرآیندها از هم پاشیده می شوند. شرکت ها ایده های جدیدی را که ممکن است در جلسات ایجاد شده باشد از دست نمی دهند. مردم خطاهای پرهزینه را گزارش نمی کنند و یا مشاهدات مربوط به اشتباهات یا تصمیمات مشکوک را ارائه می دهند. یکی از مهندسان دفتر هند GlobalTech توضیح داد که وقتی جلسات به آلمانی بازگشتند ، توانایی وی در مشارکت قطع شد. او اطلاعات مهمی - به ویژه در مبادلات جانبی - را از دست داد ، علی رغم دریافت یادداشت های جلسه پس از آن. غالباً این افراد سریع حاوی اطلاعات مهم متنی ، تجزیه و تحلیل پیش زمینه یا فرضیه های مربوط به علت اصلی یک مشکل خاص بودند. او نه در جلسات شرکت نکرد و نه از مباحث حل مسئله یاد گرفت.

یک چارچوب فرزندخواندگی

تبدیل زبان اصلی یک تجارت کار کوچکی نیست. در کار من چارچوبی برای ارزیابی آمادگی و دستورالعمل های اتخاذ تغییر ایجاد کرده ام. فرزندخواندگی به دو عامل اصلی بستگی دارد: خرید کارمندان و اعتقاد به ظرفیت. خرید در درجه ای است که کارمندان معتقدند که یک زبان واحد مزایایی برای آنها یا سازمان ایجاد می کند. اعتقاد به ظرفیت خود ، میزان اطمینان آنها است که می توانند به اندازه کافی تسلط به دست بیاورند.

نکات اجرای

حتی هنگامی که دستورالعمل های زبان با مراقبت و پیش بینی انجام می شود ، هنوز هم می تواند پویایی عاطفی و سازمانی منفی ایجاد شود. اما با آماده سازی مناسب افراد و سیستم ها برای تغییر ، قدرت آنها برای از بین بردن مشاغل و کار شرکت ها می تواند به میزان قابل توجهی کاهش یابد. در اینجا مراحلی وجود دارد که شرکت ها می توانند برای مدیریت سیاست های انگلیسی فقط انجام دهند.

همه کارمندان را درگیر کنید.

قبل از اینکه یک شرکت یک سیاست جهانی انگلیسی را معرفی کند ، رهبران باید یک پرونده قانع کننده را برای دلیل اهمیت آن برای کارمندان و سازمان ایجاد کنند. باید به کارمندان اطمینان داد که از آنها در ساختن مهارت های زبانی خود پشتیبانی می شوند. آموزش آگاهی از فرهنگی در سراسر کشور به سخنرانان غیر بومی کمک می کند تا احساس شنیدن و ارزش گذاری کنند. رهبران باید به جای یادگیری آن برای رعایت استانداردهای مهارت ، کارگران را پشت سر بگذارند تا اهداف خود را انجام دهند.

مدیران داور و مجری هستند.

مدیران باید مسئولیت اطمینان از انطباق را بر عهده بگیرند ، و آنها نیاز به آموزش در مورد چگونگی رسیدگی به مولد موضوعات حساس ناشی از تغییر اساسی دارند. گروه ها باید هنجارهایی را تعیین کنند که چگونه اعضای تعامل خواهند داشت و مدیران باید بر این اساس رفتار را رصد کنند. به عنوان مثال ، مدیران باید کارمندانی را که به زبان مادری خود تغییر می دهند اصلاح کنند.

سخنرانان بومی باید زمین بازی را سطح بندی کنند.

سخنرانان بومی می توانند یاد بگیرند که آهسته تر صحبت کنند و واژگان خود را ساده تر کنند. آنها باید از تسلط بر مکالمات خودداری کنند و سخنرانان غیر بومی را به مشارکت تشویق کنند. زبان بومی ممکن است به مربیگری در مورد چگونگی دستیابی به همکاران کمتری که در یک ضرر کار می کنند ، نیاز داشته باشند.

سخنرانان غیر بومی باید مطابقت داشته باشند.

سخنرانان غیر بومی وظیفه دارند از سیاست جهانی انگلیسی پیروی کنند و از بازگشت به زبان مادری خود ، حتی در جلسات غیررسمی یا ارتباطات خودداری کنند. اقدامات پرخاشگرانه تر که سخنرانان بومی را محروم می کنند یا از بین می برند ، مانند برنامه ریزی جلسات در زمان های ناپایدار ، باید به شدت دلسرد شوند.

این دو بعد برای تولید چهار دسته از پاسخ به تغییر ترکیب می شوند ، همانطور که در ماتریس "چهار نوع پاسخ کارمندان" نشان داده شده است. در حالت ایده آل ، کارکنان در آنچه که من آن را "الهام بخش" می نامم ، سقوط می کنند - کسانی که از این حرکت هیجان زده هستند و اطمینان دارند که می توانند این تغییر را انجام دهند. آنها خوش بین هستند و احتمالاً این چالش را پذیرفته اند. اما بدون شک ، برخی از کارمندان احساس "مظلوم" خواهند کرد. این افراد فکر نمی کنند که این تغییر ایده خوبی باشد ، و فکر نمی کنند که آن را قطع کنند.

واقعیت این است که بدون خرید ، کارمندان زحمت نمی کشند زبان خود را مسواک بزنند. بدون اعتقاد ، آنها امید خود را از دست می دهند. من برخی از دستورالعمل ها را شناسایی کردم که مدیران می توانند برای کمک به افراد در کنار هم دنبال کنند. Mikitani Rakuten با موفقیت نسخه ای از این چارچوب را پیاده سازی کرده است.

رهبران و مدیران می توانند به کارکنان کمک کنند تا از یک جعبه دیگر راحت تر از آنچه انتظار دارید حرکت کنند. استراتژی های نسبتاً ساده ای وجود دارد که به تغییر کمک می کند ، به طور معمول شامل ترکیبی از تقویت روانشناختی قوی و آموزش عملی است. به عنوان مثال ، برای تغییر کارمندان از "ناامید" به "الهام بخش" ، مدیران باید تشویق مداوم و مجموعه ای از فرصت های توسعه زبان را ارائه دهند. برای جابجایی کارمندان از "بی تفاوت" به "الهام بخش" ، مدیران باید در بهبود خرید کار کنند-از آنجا که این کارمندان احساس سرمایه گذاری در این تغییر می کنند ، مهارت های آنها دنبال خواهد شد.

بهبود اعتقاد به ظرفیت.

مدیران می توانند از چهار استراتژی برای کمک به افراد در تقویت اعتقاد خود در توانایی خود در پیشرفت مهارت زبان استفاده کنند.

فرصت هایی را برای به دست آوردن تجربه با زبان ارائه دهید.

چه از طریق آموزش ، اشتغال و چه در خارج از کشور ، تجربه تمایل دارد به افراد اعتماد به نفس مورد نیاز خود را برای موفقیت در این کار بدهد. شما نمی توانید تجربه گذشته را تغییر دهید ، اما می توانید فرصت هایی مانند آموزش زبان در خارج از کشور و چرخش شغلی را فراهم کنید که درهای جدید را باز می کند و به کارمندان اجازه می دهد مهارت های خود را گسترش دهند. راکوتن مدیران ارشد را به کشورهای انگلیسی زبان مانند انگلیس و ایالات متحده برای آموزش کامل غوطه وری زبان فرستاده است. همچنین به کارمندان برنامه های آموزش زبان هفته ها در فیلیپین ارائه شده است. اگرچه برای 7،100 کارمند ژاپنی به راحتی مقیاس پذیر نیست ، اما این برنامه ها با موفقیت افراد با مهارت های کاربردی انگلیسی را تولید می کردند. راکوتن همچنین قصد دارد بیش از 1000 مهندس را به کنفرانس های فناوری در خارج از ژاپن بفرستد.

نگرش مثبت.

نگرش ها مسری است: ایمان مردم به توانایی های خود وقتی که دیگران را در اطراف خود می بینند - افراد متقاضی ، مدیران ، دوستان - تجربه های مثبتی با تغییر اساسی دارند. متأسفانه نیز برعکس نیز صادق است. مدیران می توانند با نشان دادن اینکه آنها نیز چیزهای جدیدی را امتحان می کنند ، اشتباه می کنند و از آن اشتباهات یاد می گیرند ، می توانند رفتارهای خوب ریسک پذیر را الگوبرداری کنند.

میکیتانی توجه شخصی خود را به مدیران میانه متمرکز کرد زیرا می دانست که به طور جمعی می توانند هزاران کارمند را تحت تأثیر قرار دهند. او آنها را ترغیب کرد که به طور مداوم مهارت های زبانی خود را بهبود بخشند و حتی در صورت لزوم به خودشان انگلیسی نیز آموزش دهند.(هیچ کس او را به این پیشنهاد نرسید.) او همچنین مدیران را ترغیب کرد تا از زیردستان خود در تلاش خود برای توسعه مهارت زبان خود حمایت کنند.

از اقناع کلامی استفاده کنید.

تشویق و تقویت مثبت از مدیران و مدیران - اظهارات ساده مانند "شما می توانید این کار را انجام دهید" یا "من به شما اعتقاد دارم" - همه تفاوت ها را نشان می دهد. برای کاهش تهدیدهای گردش مالی در راکوتن ، مدیران استعدادی را که این شرکت می خواست برنامه های ویژه ای را برای آنها حفظ و تنظیم کند ، شناسایی کردند ، در حالی که آنها را تشویق می کردند. همچنین ، میکیتانی بارها و بارها به کل نیروی کار خود اطمینان داد که او همه تلاش خود را برای کمک به هر کارمند انجام می دهد تا اهداف مالی خود را برآورده کند. وی اظهار داشت كه او معتقد است كه با تلاش همه می توانند به اندازه كافی زبان تجارت را بیاموزند و او نمی خواست کسی را ببیند كه به دلیل سیاست فقط انگلیسی ، این شركت را ترک كند.

عادتهای خوب مطالعه را تشویق کنید.

شرکت ها باید با فروشندگان زبان که در کمک به کارمندان در سطوح مختلف مهارت هستند ، قرارداد ببندند. فروشندگان باید با زمینه شرکت کاملاً آشنا باشند تا بتوانند یادگیری کارکنان را راهنمایی کنند ، از این که چگونه می توانند وقت خود را در بهبود مهارت ها به استراتژی های آهنگسازی نامه های الکترونیکی به زبان انگلیسی اختصاص دهند. راکوتن توسعه زبان را جزئی از هر شغل می داند و به مردم در طول روز کاری اعطا می کند تا به آن اختصاص دهند. هر روز صبح ، کارمندان را می توان از طریق کتابهای مطالعه خود در کافه تریا شرکت یا پیمایش درگاه های یادگیری الکترونیکی خود مشاهده کرد.

بهبود خرید کارمندان.

تغییر در تماس با اقدامات مختلف. اما آنها به صورت انزوا کار نمی کنند: خرید و اعتقاد با هم پیش می روند. استراتژی هایی که می تواند به مردم کمک کند احساس اطمینان بیشتری داشته باشند عبارتند از:

پیام رسانی ، پیام رسانی و پیام رسانی بیشتر.

ارتباط مداوم از مدیرعامل ، مدیران و مدیران بسیار مهم است. رهبران باید بر اهمیت جهانی سازی در دستیابی به مأموریت و استراتژی شرکت تأکید کنند و نشان دهند که چگونه زبان از آن پشتیبانی می کند. در راکوتن ، Mikitani اهمیت سیاست انگلیسی زبان را به کل سازمان خود بی امان اعلام کرد. به عنوان مثال ، هر هفته حدود 120 مدیر گزارش های تجاری خود را ارسال می کنند ، و او به هر یک از آنها پاسخ می دهد که آنها را برای توسعه مهارت های زبانی خود سوق می دهد. من قبل و بعد از اجرای Rakuten چارچوب فرزندخواندگی را مورد بررسی قرار دادم. نتایج حاکی از افزایش چشمگیر در خرید پس از آنكه كه Mikitani به كارمندان خود نشان داد كه وی "وسواس و متعهد به انگلیسی سازی" است. اکثریت قریب به اتفاق کارمندان مورد بررسی گفتند که این سیاست یک حرکت "ضروری" است.

تشویق مدیران و مدیران - اظهارات ساده مانند "شما می توانید این کار را انجام دهید" یا "من به تو اعتقاد دارم" - همه تفاوت ها را نشان می دهد.

بازاریابی داخلی.

از آنجا که یک تحول زبان یک فرایند چند ساله است که پیچیدگی آن بسیار فراتر از بسیاری از تلاش های دیگر تغییر است ، حفظ خرید کارمندان به مرور زمان بسیار مهم است. در راکوتن ، اینترانت اکنون انگلیسی به طور مرتب داستانهای موفقیت کارکنان را با تأکید بر بهترین شیوه ها برای افزایش صلاحیت زبان ارائه می دهد. جلسات شرکت در سطح شرکت نیز ماهانه برای بحث در مورد سیاست انگلیسی زبان برگزار می شود.

نام تجاری.

مدیران باید مردم را تشویق کنند تا خود را به عنوان کارمندان جهانی معرفی کنند تا محلی. البته ایجاد یک هویت جهانی با قرار گرفتن در معرض محدود در یک محیط بین المللی دشوار است. راکوتن با ایجاد یک شبکه اجتماعی در سطح سازمانی برای ترویج تعاملات بین المللی، با این چالش مقابله کرد. اکنون کارمندان از طریق سایت شبکه اجتماعی شرکت با همکاران خود در سراسر جهان تعامل و تعامل دارند. اتخاذ یک سیاست جهانی انگلیسی پایان چالش های رهبری ناشی از ارتباطات جهانی نیست. استفاده از زبان انگلیسی به عنوان یک زبان تجاری می تواند به روحیه کارکنان آسیب برساند، شکاف ناسالم بین افراد بومی و غیر بومی ایجاد کند و بهره وری کلی اعضای تیم را کاهش دهد. رهبران باید با ایجاد محیطی که در آن کارمندان بتوانند با سهولت نسبی از سیاست جهانی انگلیسی استقبال کنند، از این دام های بالقوه جلوگیری کرده و آن را نرم کنند. به این ترتیب، شرکت ها می توانند ارتباطات و همکاری را بهبود بخشند.

وقتی از میکیتانی پرسیدم که چه توصیه ای به مدیران اجرایی دیگر در مورد اجرای یک دستور یک زبانه می دهد، او بر نظم و انضباط تأکید داشت. مدیران عامل باید الگو باشند: اگر به برنامه پایبند نباشند، هیچ کس دیگری این کار را نخواهد کرد. میکیتانی حتی یک به یک عملکرد را با مدیران ارشد ژاپنی خود به زبان انگلیسی بررسی می کند. او می گوید: "اگر کمی ببخشی، همه چیز را رها می کنی."

هویت فرهنگی چطور؟

بسیاری از کارمندان جهانی می ترسند که یک سیاست فقط انگلیسی، میراث فرهنگی آنها را از بین ببرد. من یک دیدگاه جایگزین پیشنهاد می کنم. هرچه بتوانید با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید، موقعیت بهتری برای انتشار فرهنگ و پیام خود خواهید داشت. اگر مردم نتوانند آنچه شما می گویید را درک کنند، نمی توانند با شرکت یا برند شما درگیر شوند.

میکیتانی از مقاومت نمی ترسد. او معتقد است، مانند من، که شما می توانید با آن مقابله کنید - و در نهایت تحول قابل توجهی در باورها و خرید کارمندان ایجاد کنید. تغییر زبان جهانی مستلزم استقامت و زمان است، اما اگر می خواهید از رقبای خود پیشی بگیرید، دیگر یک انتخاب نیست.

پایگاه های معاملاتی...
ما را در سایت پایگاه های معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فرشته صدرعرفایی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 3 فروردين 1402 ساعت: 12:02